الگوهای نموداری در تحلیل تکنیکال؛ سر و شانه، سقف دوقلو، مثلث و پرچم

نیلوفر معراجی۷ مهر ۱۴۰۵۱۴ دقیقه مطالعه

الگوی نموداری یک شکل نیست، یک داستان است. راهنمای کامل الگوهای بازگشتی و ادامه‌دهنده: سر و شانه با مثال عددی، سقف و کف دوقلو، سه نوع مثلث، پرچم و گوه، قاعده‌ی حرکت اندازه‌گیری‌شده برای تعیین هدف، و اینکه چطور جای ورود، نسبت ریسک به ریوارد همان الگو را از ۱.۲ به ۳.۷ برابر می‌رساند.

الگوهای نموداری در تحلیل تکنیکال؛ سر و شانه، سقف دوقلو، مثلث و پرچم

سر و شانه، سقف دوقلو، مثلث، پرچم — اسم‌هایشان را احتمالاً شنیده‌اید و شکلشان را هم در ده‌ها تصویر دیده‌اید. مشکل از جایی شروع می‌شود که روی نمودار واقعی، همه‌چیز شبیه همه‌چیز است: هر دو قله کنار هم یک سقف دوقلوست و هر سه قله یک سر و شانه.

این مقاله فهرست شکل‌ها نیست. اینجا یاد می‌گیریم هر الگو چه داستانی درباره‌ی خریداران و فروشندگان تعریف می‌کند، کِی آن داستان تمام شده است، و — مهم‌تر از همه — یک الگوی درست را چطور به معامله‌ای با ریسک مشخص تبدیل کنیم. در یکی از مثال‌ها خواهید دید که یک الگوی واحد، با دو نقطه‌ی ورود متفاوت، دو معامله‌ی کاملاً متفاوت می‌سازد.

الگوی سر و شانه با خط گردن و هدف قیمتی روی نمودار
الگوی سر و شانه با خط گردن و هدف قیمتی روی نمودار

الگوی نموداری چیست و چرا کار می‌کند؟

الگوی نموداری شکلی است که قیمت در طول ده‌ها کندل می‌سازد و بارها در تاریخ بازارها تکرار شده است. این الگوها را معامله‌گران ده‌ها سال پیش، پیش از کامپیوتر، روی نمودارهای کاغذی دسته‌بندی کردند و هنوز هم در کتاب‌های تحلیل تکنیکال پایه‌اند.

چرا کار می‌کنند؟ نه به‌خاطر شکلشان. هر الگو خلاصه‌ی تصویری ساختار بازار است؛ همان سقف‌ها و کف‌هایی که در پرایس اکشن خواندیم. سر و شانه یعنی روندی که نمی‌تواند سقف بالاتر بسازد و بعد کف قبلی‌اش را هم از دست می‌دهد. سقف دوقلو یعنی خریداران دو بار به یک سقف رسیدند و هر دو بار شکست خوردند.

پس سؤال درست هیچ‌وقت این نیست که «این شکل شبیه سر و شانه است؟»، بلکه این است که «آیا ساختار بازار واقعاً همان داستان را می‌گوید؟» اگر بگوید، الگو معتبر است؛ اگر نگوید، فقط یک شکل تصادفی دیده‌اید.

الگوها به دو خانواده تقسیم می‌شوند:

  • الگوهای بازگشتی: پایان یک روند را نشان می‌دهند — سر و شانه، سقف و کف دوقلو.
  • الگوهای ادامه‌دهنده: یک مکث در میانه‌ی روند را نشان می‌دهند که بعدش روند ادامه پیدا می‌کند — پرچم، پرچم سه‌گوش و بیشتر مثلث‌ها.

و یک قانون که هر دو خانواده را به هم وصل می‌کند: الگوی بازگشتی بدون روند قبلی معنی ندارد. سر و شانه‌ای که بعد از یک بازار خنثی ساخته شده، چیزی را برنمی‌گرداند؛ چون روندی وجود ندارد که برگردد.

یک فرمول برای همه‌ی الگوها؛ حرکت اندازه‌گیری‌شده

پیش از رفتن سراغ تک‌تک الگوها، یک ابزار مشترک را بشناسید که تقریباً در همه‌شان به کار می‌رود: حرکت اندازه‌گیری‌شده (Measured Move).

قاعده این است: ارتفاع الگو را اندازه بگیرید و از نقطه‌ی شکست، در جهت شکست، روی نمودار بگذارید. نقطه‌ای که به آن می‌رسید، هدف حداقلی الگوست.

  • در سر و شانه، ارتفاع = فاصله‌ی سر تا خط گردن.
  • در سقف و کف دوقلو، ارتفاع = فاصله‌ی قله‌ها تا دره‌ی بین آنها.
  • در مثلث، ارتفاع = پهن‌ترین قسمت الگو، یعنی ابتدای آن.
  • در پرچم، ارتفاع = طول میله‌ی پرچم.

دو نکته درباره‌ی این هدف: اول، هدف حداقلی است، نه تضمینی. قیمت ممکن است پیش از رسیدن به آن برگردد، یا از آن خیلی جلوتر برود. دوم، ارزش واقعی این عدد در معامله نیست، در تصمیم پیش از معامله است: اگر هدف الگو از حد ضررتان نزدیک‌تر است، این الگو ارزش معامله ندارد، هرچقدر هم زیبا باشد.

الگوی سر و شانه؛ معروف‌ترین الگوی بازگشتی

سر و شانه از سه قله ساخته می‌شود: یک قله (شانه‌ی چپ)، یک قله‌ی بلندتر (سر) و یک قله‌ی کوتاه‌تر از سر (شانه‌ی راست). خطی که کف‌های بین این قله‌ها را به هم وصل می‌کند، خط گردن است.

آناتومی الگوی سر و شانه با خط گردن، ارتفاع الگو و هدف قیمتی
آناتومی الگوی سر و شانه با خط گردن، ارتفاع الگو و هدف قیمتی

داستان الگو را به زبان ساختار بخوانیم:

۱. شانه‌ی چپ و سر: روند صعودی سالم است؛ سقف بالاتر و کف بالاتر.

۲. شانه‌ی راست: اولین هشدار. قیمت نتوانست از سقف قبلی (سر) بالاتر برود. خریداران ضعیف شده‌اند، اما هنوز روند نشکسته است.

۳. شکست خط گردن: حالا قیمت کف قبلی را هم از دست داده است. سقف پایین‌تر و کف پایین‌تر؛ ساختار صعودی رسماً تمام شده.

یعنی الگو تا پیش از شکست خط گردن، الگو نیست؛ فقط یک احتمال است. بسیاری از «سر و شانه‌ها» هیچ‌وقت خط گردن را نمی‌شکنند و روند صعودی بعد از شانه‌ی راست ادامه پیدا می‌کند.

یک مثال عددی روی یورو/دلار: شانه‌ی چپ در ۱.۱۰۰۰، سر در ۱.۱۰۶۰، شانه‌ی راست در ۱.۰۹۹۰ و خط گردن در ۱.۰۸۵۰.

  • ارتفاع الگو: ۱.۱۰۶۰ منهای ۱.۰۸۵۰ = ۲۱۰ پیپ
  • هدف: ۱.۰۸۵۰ منهای ۲۱۰ پیپ = ۱.۰۶۴۰

سر و شانه‌ی معکوس همین الگو، وارونه و در انتهای یک روند نزولی است: سه کف که کف وسط عمیق‌تر است، و شکست خط گردن به سمت بالا. همه‌ی قواعد بالا آینه‌وار برقرارند.

یک الگو، دو معامله؛ ورود در شکست یا در پولبک؟

همان مثال بالا را بگیرید. الگو یکی است، هدف یکی است، اما دو معامله‌گر به دو شکل وارد می‌شوند:

مقایسه‌ی ورود در شکست خط گردن با ورود در پولبک و نسبت ریسک به ریوارد هرکدام
مقایسه‌ی ورود در شکست خط گردن با ورود در پولبک و نسبت ریسک به ریوارد هرکدام

معامله‌گر اول — ورود در شکست: به محض بسته شدن کندل زیر خط گردن، در ۱.۰۸۳۵ فروش می‌زند. حد ضرر منطقی کجاست؟ جایی که الگو باطل می‌شود: بالای شانه‌ی راست، در ۱.۱۰۰۰.

  • ریسک: ۱۶۵ پیپ
  • سود تا هدف ۱.۰۶۴۰: ۱۹۵ پیپ
  • نسبت ریوارد به ریسک: حدود ۱.۲ برابر

معامله‌گر دوم — ورود در پولبک: صبر می‌کند تا قیمت بعد از شکست، یک بار دیگر به خط گردن برگردد — همان خطی که قبلاً حمایت بود و حالا مقاومت شده است. در ۱.۰۸۴۵ فروش می‌زند و حد ضررش را بالای سقف همین پولبک، در ۱.۰۹۰۰، می‌گذارد.

  • ریسک: ۵۵ پیپ
  • سود تا همان هدف: ۲۰۵ پیپ
  • نسبت ریوارد به ریسک: حدود ۳.۷ برابر

الگو عوض نشد؛ جای حد ضرر عوض شد. و همین، معامله‌ای متوسط را به معامله‌ای عالی تبدیل کرد. با قانون یک درصد، معامله‌گر دوم با همان مبلغ ریسک، حجمی تقریباً سه برابر می‌گیرد.

اما این مقایسه یک هزینه‌ی پنهان دارد و باید صادقانه گفت: پولبک همیشه اتفاق نمی‌افتد. در بعضی از شکست‌های قوی، قیمت بدون نگاه به عقب تا هدف می‌رود و معامله‌گر دوم فقط تماشا می‌کند. انتخاب بین این دو، انتخاب بین «معامله‌های بیشتر با نسبت ضعیف‌تر» و «معامله‌های کمتر با نسبت بهتر» است. هر کدام را انتخاب کنید، در استراتژی‌تان بنویسید و ثابت نگه دارید؛ عوض کردنش بعد از هر ضرر، بدترین حالت هر دو را به شما می‌دهد.

سقف دوقلو و کف دوقلو

سقف دوقلو ساده‌ترین الگوی بازگشتی است: قیمت دو بار به یک سطح می‌رسد و هر دو بار پس زده می‌شود. کف دوقلو همین الگو در کف است.

الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو با خط گردن و هدف اندازه‌گیری‌شده
الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو با خط گردن و هدف اندازه‌گیری‌شده

خطای رایج اینجاست: دو قله‌ی کنار هم، هنوز سقف دوقلو نیستند. تا وقتی قیمت دره‌ی بین دو قله را نشکسته، آنچه می‌بینید فقط یک محدوده‌ی نوسانی است — و محدوده‌ی نوسانی می‌تواند از بالا هم شکسته شود. تأیید الگو، بسته شدن قیمت زیر کف دره است.

مثال در بورس تهران: سهمی دو بار به ۴,۸۰۰ تومان رسیده و هر دو بار برگشته، و کف بین این دو قله ۴,۲۰۰ تومان است.

  • ارتفاع: ۴,۸۰۰ منهای ۴,۲۰۰ = ۶۰۰ تومان
  • هدف بعد از شکست ۴,۲۰۰: ۳,۶۰۰ تومان، یعنی حدود ۱۴ درصد پایین‌تر از نقطه‌ی شکست.

در بورس تهران یک نکته‌ی محلی هم هست: به‌خاطر دامنه‌ی نوسان روزانه، حرکتی که در فارکس در یک روز کامل می‌شود، اینجا ممکن است چند روز طول بکشد، و شکست گاهی نه به شکل یک کندل بلند، بلکه به شکل صف فروش ظاهر می‌شود؛ یعنی قیمت در سقف دامنه قفل می‌شود و شما حتی اگر بخواهید نمی‌توانید در قیمت دلخواه خارج شوید. این ریسک اجرایی را پیش از ورود در نظر بگیرید.

و یک نکته درباره‌ی قله‌ها: قله‌ی دوم لازم نیست دقیقاً هم‌ارتفاع اولی باشد. اختلاف کم عادی است. آنچه اهمیت دارد، این است که قله‌ی دوم نتوانسته قاطعانه از اولی عبور کند.

مثلث‌ها؛ متقارن، صعودی و نزولی

مثلث زمانی شکل می‌گیرد که دامنه‌ی نوسان قیمت مرتب کوچک‌تر شود و دو خط روند به هم نزدیک شوند. سه نوع اصلی دارد و هرکدام داستان متفاوتی می‌گوید:

سه نوع مثلث صعودی، نزولی و متقارن با ارتفاع پایه و هدف شکست
سه نوع مثلث صعودی، نزولی و متقارن با ارتفاع پایه و هدف شکست
  • مثلث صعودی: سقف‌ها روی یک خط افقی، کف‌ها مرتب بالاتر. فروشندگان در یک قیمت ثابت ایستاده‌اند، اما خریداران هر بار زودتر وارد می‌شوند. فشار خرید در حال جمع شدن است.
  • مثلث نزولی: برعکس؛ کف‌ها روی یک خط افقی و سقف‌ها مرتب پایین‌تر. فشار فروش در حال جمع شدن است.
  • مثلث متقارن: سقف‌ها پایین‌تر و کف‌ها بالاتر. هیچ طرف دست بالا را ندارد؛ بازار فقط در حال فشرده شدن است و جهت شکست را خود شکست تعیین می‌کند.

در مثلث صعودی و نزولی، ساختار به یک طرف تمایل دارد، اما تمایل، تأیید نیست. مثلث صعودی هم گاهی از پایین شکسته می‌شود. تا شکست رخ نداده، معامله‌ای وجود ندارد.

هدف: ارتفاع پهن‌ترین قسمت مثلث (ابتدای آن) از نقطه‌ی شکست. در یک مثلث صعودی با مقاومت افقی ۱۰۰ و اولین کف ۹۰، ارتفاع ۱۰ واحد است و هدف بعد از شکست ۱۰۰، حدود ۱۱۰ است.

یک قاعده‌ی قدیمی درباره‌ی زمان: از زمان ادواردز و مجی — که کتابشان درباره‌ی الگوهای نموداری از پایه‌های این دانش است — گفته می‌شود شکست‌های معتبرتر معمولاً پیش از رسیدن به نوک مثلث رخ می‌دهند، حدوداً وقتی دو سوم تا سه چهارم طول مثلث طی شده است. قیمتی که تا نوک مثلث بی‌تصمیم می‌ماند، معمولاً انرژی الگو را از دست داده است. این را یک راهنمای کلی بدانید، نه یک عدد دقیق.

پرچم و پرچم سه‌گوش؛ مکث در میانه‌ی روند

پرچم و پرچم سه‌گوش الگوهای ادامه‌دهنده‌اند و از دو بخش ساخته می‌شوند:

  • میله: یک حرکت تند و تقریباً عمودی.
  • پرچم: یک استراحت کوتاه و آرام بعد از آن؛ در پرچم، یک کانال کوچک خلاف جهت میله، و در پرچم سه‌گوش، یک مثلث کوچک.
الگوی پرچم و پرچم سه‌گوش با طول میله و هدف اندازه‌گیری‌شده
الگوی پرچم و پرچم سه‌گوش با طول میله و هدف اندازه‌گیری‌شده

داستانش این است: خریدارانی که حرکت تند را ساختند، بخشی از سودشان را برمی‌دارند، اما فروشندگان آن‌قدر قوی نیستند که قیمت را زیاد پایین ببرند. بعد از استراحت، روند ادامه پیدا می‌کند.

مثال: قیمت سهمی در یک حرکت تند از ۱,۰۰۰ به ۱,۳۰۰ تومان رسیده (میله‌ی ۳۰۰ تومانی)، بعد در یک کانال کوچک نزولی تا ۱,۲۲۰ اصلاح کرده، و سقف کانال را در ۱,۲۷۰ به سمت بالا شکسته است.

  • هدف: ۱,۲۷۰ به‌علاوه‌ی طول میله = ۱,۵۷۰ تومان

آزمون اعتبار پرچم، عمق اصلاح است. در این مثال قیمت فقط ۸۰ تومان از ۳۰۰ تومان میله را پس داده؛ حدود ۲۷ درصد. پرچم سالم معمولاً کم‌عمق است. اگر اصلاح از نیمه‌ی میله عمیق‌تر شود — سطوح ۵۰ و ۶۱.۸ فیبوناچی — دیگر با یک استراحت ساده سروکار ندارید؛ فروشندگان جدی‌تر از آن‌اند که الگو فرض کرده بود. همچنین پرچمی که زمانش خیلی طولانی‌تر از میله شده، معمولاً انرژی‌اش را از دست داده است.

گوه‌ها و الگوی شکست‌خورده

گوه شبیه مثلث است، با این تفاوت که هر دو خطش به یک سمت شیب دارند. در گوه‌ی صعودی، سقف‌ها و کف‌ها هر دو بالا می‌روند، اما کف‌ها سریع‌تر؛ یعنی هر موج صعودی کوتاه‌تر از قبلی است. قیمت هنوز بالا می‌رود، ولی با نفس کمتر. به همین دلیل گوه‌ی صعودی معمولاً یک الگوی نزولی خوانده می‌شود، و گوه‌ی نزولی برعکس.

این همان اتفاقی است که در مقاله‌ی اندیکاتورها با نام «واگرایی» دیدیم — فقط اینجا بدون اندیکاتور، مستقیم در شکل قیمت دیده می‌شود.

و حالا مهم‌ترین نکته‌ای که کمتر گفته می‌شود: الگوی شکست‌خورده، خودش اطلاعات است.

فرض کنید قیمت خط گردن یک سر و شانه را شکسته، همه فروش زده‌اند و حد ضررشان بالای شانه‌ی راست است. حالا قیمت برمی‌گردد و از شانه‌ی راست بالاتر می‌رود. چه اتفاقی افتاده؟ همه‌ی آن حد ضررها — که خودشان سفارش خرید هستند — یک‌جا فعال شده‌اند و سوخت یک حرکت صعودی تند شده‌اند.

برای همین معامله‌گر حرفه‌ای به هر الگو با دو سؤال نگاه می‌کند: «اگر کار کند، هدف کجاست؟» و «اگر کار نکند، کجا بفهمم؟» جواب سؤال دوم، همان حد ضرر شماست.

تأیید الگو؛ کلوز، حجم و موقعیت

پیش از ورود به هر الگو، سه فیلتر را از آن رد کنید:

۱. کلوز، نه سایه. شکست یعنی بسته شدن بدنه‌ی کندل آن‌طرف خط، نه عبور یک سایه. سایه‌ای که خط را رد کرده و برگشته، اغلب نشانه‌ی شکست جعلی است — همان چیزی که در الگوهای کندلی با پین‌بار شناختیم.

۲. حجم — اگر واقعاً وجود دارد. در کتاب‌های کلاسیک، شکست معتبر با افزایش حجم معاملات همراه است. این در بورس تهران و در صرافی‌های کریپتو معنی دارد، چون حجم واقعی دیده می‌شود. اما در فارکس حجم متمرکز وجود ندارد؛ عددی که متاتریدر به اسم حجم نشان می‌دهد، فقط تعداد تغییرات قیمت در سرور همان بروکر است. به آن تکیه‌ی زیاد نکنید.

۳. موقعیت. الگویی که روی یک سطح مهم تایم‌فریم بالاتر ساخته شده — یک مقاومت قدیمی یا یک کف اصلی — خیلی بیشتر از الگویی که وسط هیچ‌جا ساخته شده ارزش دارد. سقف دوقلو روی مقاومت هفتگی، یک داستان کامل است؛ سقف دوقلو در وسط یک کانال، دو قله‌ی تصادفی.

جدول خلاصه

الگونوعتأییدهدف حداقلیابطال (جای حد ضرر)
سر و شانهبازگشتیکلوز زیر خط گردنارتفاع سر تا خط گردنبالای شانه‌ی راست یا سقف پولبک
سقف / کف دوقلوبازگشتیکلوز آن‌طرف درهارتفاع قله تا درهآن‌طرف قله‌ی دوم
مثلثادامه‌دهنده یا بازگشتیکلوز بیرون از یکی از دو خطارتفاع ابتدای مثلثآن‌طرف آخرین نوسان داخل مثلث
پرچم / پرچم سه‌گوشادامه‌دهندهکلوز بیرون از پرچم در جهت میلهطول میلهآن‌طرف کف یا سقف پرچم
گوهمعمولاً بازگشتیکلوز بیرون از خط مقابل روندارتفاع ابتدای گوهآن‌طرف آخرین سقف یا کف گوه

اشتباهات رایج در معامله با الگوها

  • دیدن الگو در همه‌جا. ذهن انسان برای پیدا کردن شکل ساخته شده. اگر هر روز چند سر و شانه پیدا می‌کنید، مشکل از بازار نیست. الگو باید روی موج‌های ماژور ساخته شود، نه روی نوسان‌های ریز.
  • ورود پیش از شکست. فروش زدن روی شانه‌ی راست، چون «دارد سر و شانه می‌سازد». تا خط گردن نشکسته، الگویی وجود ندارد.
  • جابه‌جا کردن خط گردن بعد از رسم. وقتی قیمت به خط شما احترام نمی‌گذارد، خط را کج نکنید تا بخواند. همان خطایی است که در فیبوناچی دیدیم.
  • فراموش کردن روند قبلی. کف دوقلو در وسط یک روند صعودی، بازگشت نیست.
  • نادیده گرفتن نسبت ریسک به ریوارد. همان‌طور که در مثال سر و شانه دیدیم، الگوی درست با ورود بد، معامله‌ی بد است.
  • ثبت نکردن نتایج. بعد از پنجاه معامله با الگوها، ژورنال ترید به شما می‌گوید کدام الگو در بازار و تایم‌فریم شما واقعاً کار می‌کند. کتاب‌ها این را نمی‌دانند.

پرسش‌های رایج

معتبرترین الگوی نموداری کدام است؟

هیچ الگویی به‌تنهایی «معتبرترین» نیست. اعتبار هر الگو به موقعیتش روی نمودار، روند پیش از آن و کیفیت شکستش بستگی دارد. سر و شانه‌ای که روی مقاومت هفتگی و بعد از یک روند طولانی ساخته شده، از هر مثلثی در وسط نمودار ارزشمندتر است.

الگوهای نموداری در کدام تایم‌فریم بهتر جواب می‌دهند؟

در تایم‌فریم‌های بالاتر — چهار ساعته، روزانه و هفتگی — الگوها از نوسان‌های تصادفی پاک‌ترند. در تایم‌فریم‌های خیلی پایین، بسیاری از «الگوها» فقط نویز هستند. یک روش خوب این است که الگو را در تایم‌فریم بالا پیدا کنید و ورود را در تایم‌فریم پایین‌تر دقیق کنید.

آیا الگوها در ارز دیجیتال و بورس تهران هم کار می‌کنند؟

بله، چون هر جا خریدار و فروشنده باشد، ساختار قیمت ساخته می‌شود. تفاوت‌ها در اجراست: در بورس تهران دامنه‌ی نوسان و صف‌ها، و در کریپتو نوسان بالاتر و شکست‌های جعلی بیشتر، که حد ضرر را باید با فاصله‌ی منطقی‌تری گذاشت.

چطور تمرین کنم تا الگوها را درست ببینم؟

نمودارهای گذشته را باز کنید، سمت راست را بپوشانید، و فقط وقتی الگو را «تأییدشده» حساب کنید که شکست رخ داده باشد. بعد نتیجه را ببینید و ثبت کنید. چند ده نمونه که این‌طور بررسی کنید، از خواندن هر کتابی آموزنده‌تر است.

جمع‌بندی

الگوی نموداری یک شکل نیست؛ یک داستان کامل است — با شروع، اوج و پایانی به اسم شکست. سه چیز را با خودتان ببرید:

  • الگو تا شکست تأیید نشده، وجود ندارد. پیش از آن فقط یک احتمال دارید.
  • هدف را با حرکت اندازه‌گیری‌شده حساب کنید و اگر از حد ضرر نزدیک‌تر بود، از الگو بگذرید.
  • جای ورود، نسبت ریسک به ریوارد را می‌سازد. همان سر و شانه، با ورود در پولبک، از حدود ۱.۲ برابر به حدود ۳.۷ برابر رسید.

این مقاله در کنار پرایس اکشن، فیبوناچی و الگوهای کندلی یک مجموعه است: ساختار به شما می‌گوید بازار کجاست، الگو می‌گوید داستان به کجا رسیده، و کندل می‌گوید کِی وارد شوید. برای یاد گرفتن این مسیر زیر نظر مدرس و روی نمودار زنده، دوره‌ی استراتژی تکنیکال کلاسیک، دوره‌ی جامع فارکس حضوری و اتاق ترید را ببینید. برای سنجش سطح فعلی‌تان هم آزمون رایگان سطح‌سنجی را بزنید، و اگر سؤالی دارید با ما تماس بگیرید.


این مقاله صرفاً جنبه‌ی آموزشی دارد و توصیه‌ی خرید یا فروش نیست. مثال‌های عددی فرضی‌اند و برای توضیح روش آمده‌اند. معامله در بازارهای مالی با ریسک از دست دادن سرمایه همراه است؛ پیش از هر تصمیمی، آموزش ببینید و فقط با سرمایه‌ای وارد شوید که تحمل ریسک آن را دارید.